|
شوق اومدنت دیگه تو دلم نیست. دوس ندارم تو بیای. دلم میخواد من بیام پیشت. تا اومدنت چیزی نمونده اما یهو از هرچی خوشحالیه خالی شدم. چون دلم نمیخواد بازم بیای تا بری دنبال کارای داداشت. تا ببینی چی کم دارن تو براشون انجام بدی. چرا چیزی نمیگی. چرا بهشون نمیگی خودتم زندگی داری. اینبار دیگه برات مرخصی نمیگیرم. مرخصیامو میزارم برای وقتی تو نیستی. نمیخوام مرخصی بگیرم بشینم تو خونه تا ببینم کی بهت اجازه میدن بیای پیش من. ای کاش همون دو ماه پیش ماشین میخریدی. کاش الان ماشین داشتیم. این سری که بیای اونقدر سرده که تو باید شبا زودتر برگردی خونه تون. اگه ماشین داشتیم تا هروقت میخواستی میموندی. همین برادری که واسه هر کار ریز و درشتش زنگ میزنه احضارت میکنه تا بحال یه بار ماشینشو نداده بهت. اما هروقت که سرکارم زنگ میزنم بهت میگی پشت فرمونم خودم بعدا بهت زنگ میزنم. آره دیگه ماشینشو میده تا تو بری کارای اونو انجام بدی. نمیدونم کاراش چرا هیچوقت تمام نمیشه. تازه اون دفعه که اومدی گفتی کارای ماشین جدید داداشتو تو انجام میدادی. درحالیکه من نمیدونستم و به روی خودمم نیاوردم. به هرحال بهتر که تا بحال من سوار ماشین داداشت نشدم. منتی رو سرم نیست. هیچوقت هم سوار نمیشم. ؟ تو خودت باعث شدی این احساس در من بوجود بیاد. یادته اون بار گفتی تو هیچ پشتیبانی نداری ولی برادرت تنها پشتیبانش تویی. آخه چرا؟ در حالیکه اون بزرگتره از تو ِ. روز جمعه دومین ماهگرد عقدمون بود. بازم نبودی. بازم دور بودی ازم. اما اس ام اسای باحالی برام فرستادی. مرده بودم از خنده. گفتی جفتمون گند زدیم. گفتی آخه این چه وضع زندگیه. خیلی باحال بود. گفتم این حرفاتو اس ام اس کن میخوام داشته باشمشون. اس ام اس کردی. هروقت میخونم کلی میخندم. هیچ کس جز من لحن صحبت کردنتو نمیدونه. دلم برات تنگ شده اما تصمیم گرفتم فعلا نه بهت بگم دلم تنگ شده نه بگم دوست دارم. حس میکنم زیاده روی کردم. نه اینکه تو خدای نکرده ظرفیتشو نداشته باشی نه فقط نباید بهت اینقدر بگم. شاید خسته شده باشی. چه حالی دارم خدایا. خیلی سخته آدم بخواد اینقدر با خودش با احساسش مبارزه کنه. چقدر دلم گرفته. میخوام با تو باشم. نه اینجا جایی که مال خودمون دوتا باشه. یه خونه دو نفره حتی کوچیک. ؟ خیلی تنهام.
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم دی 1386ساعت 14:22 توسط سمیر
|
|
درباره وبلاگ
![]() هر کجا هسـت خدایا به سلامـت دارش دوست جونام ![]() فینگیل بانو ملودی جون ملیکا جونی الهه جون خانم خونه وفا جون الی جون سیندخت تازه عروس دیروز، امروز و فردای من برای نخود و فندقم غزال جون طیبا جون آزاده جون و کامیار دلتنگیهای مونی طنین جون خانه فلفل بانو بهار جون فاطمه جون خودم و خودش نارنجدونه شایلین جون سارا جونی ;) من و دوست جون باقلوا جون هاله جون خورشید کوکو خانوم.:: قالب ساز ::. وبلاگ پیام سلامی چند روز پیشا نوشتم
طراح قالب
powered by BLOGFA.COM |
