ازت متنفرم جادوگر عوضی کاش سایه ی نحست رو هیچ وقت روی زندگیم نبینم. روز اول یادته چطور خودتو شیرین کردی؟ میدونستم پوشالی هستی و چهره ات زود برام رو میشه. دلم از دستت خیلی خونه.
هیچوقت تو زندگی آدمی نبودم که برای فرار از مشکلات فعلی ام بخوام به سمت مشکل دیگه ای هجوم ببرم. اما برای اولین بار از خدا میخوام دیگه هیچوقت به این شهر برنگردم. میخوام همیشه دربه در غربت باشم اما پیش کسی نباشم که حرفاش و دروغهاش بارها باعث بهم زدن زندگیم شده.
شاید بعدا حرفمو از خدا پس بگیرم اما با این چیزی که من ازت شناختم میدونم تا تو هستی جز بهم زدن زندگیم کار دیگه ای نمیکنی.
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386ساعت 9:12 توسط سمیر
|